نسرین همچنان در اعتصاب غذاست. او نه امکانات رفاهی برای خودش می خواهد و نه خواسته ای غیر قانونی و غیر ممکن دارد.
او نمی خواهد کودک اش که حتی اجازه نداده اند حتی یک بار به مدت 30 ثانیه در طول 19 ماه گذشته امکان تماس تلفنی با او را داشته باشد, تحت تعقیب قضایی و پرونده سازی و … قرار نگیرد, آن هم به خاطر مادرش که یک زندان

ی سیاسی است و بدیهی است که بی گناه است.

اکنون وضع جسمی اش به حدی رسیده است که بعید میدانم تا ملاقات بعدی بتواند سرپا باشد. سر گیجه, اختلال بینایی, عدم تعادل در راه رفتن و فشار پایین علام هشدار دهنده ی وخامت حال اوست, در کنار لاغری مفرط.

فشار برای شکستن اعتصاب غذا را به هیچ وجه تحمل نمی کند. می گوید همین که این همه در مقابل یک خواسته ی بدیهی مبنی بر رفع ممنوع الخروجی مهراوه مقاومت می شود مفهوم اش این است که اینها برای او برنامه ریزی مفصلی کرده بودند. و اگر من اعتصاب غذا نکرده بودم قصد داشتند اقدامات بعدی را شروع کنند.
با بعضی از همبندی هایش که صحبت کردم, خیلی نگرانش بودند و میگفتند دو روز است که بدنش مایعات را هم قبول نمی کند.